از سدهٴ سيزدهم، رو به كاهش ميرود؛ همچنين توجه كنيد كه تعداد بيمارستانهاي ايجاد شده در انگلستان از سدهٴ دوازدهم تا پانزدهم، قريب 750 تاست. احتمال دارد كه بتوان عدد مشابهي را در مورد ساير كشورهاي اروپاي باختري بدان افزود. در اثناي قرون وسطا، آرمان خدمات بيمارستاني از جملهٴ شريفترين انگيزهها در اروپاي مسيحي بود.
براي اين موضوع كه با تاريخ علم رابطهٴ غيرمستقيمي دارد نميتوان بيش از اين مجالي قائل شد. مسلماً بيمارستانها از راههاي مختلف موجب پيشرفت طب شدند، با اين حال تأثير آنها تقريباً تا عصر جديد، نامنظم و اتفاقي بود.
پس از نوشتن اين يادداشت، در آخرين لحظه چنين به فكرم رسيد كه قديميترين مفهوم بيمارستان احتمالاً متعلق به يهود بوده است. بت هقدش لعنيم (خانهٴ ويژهٴ نيازمندان)، احتمالاً پيش از ميلاد مسيح، در مناطق يهودينشين وجود داشته، ولي اين نهاد با بيمارستانهاي قرون وسطا، كه بيشتر مخصوص مداواي بيماريها بوده تا چه حد مربوط بوده است؟ آيا واقعاً خانه يا هقدش مشخصي وجود داشته است ــ هقدش واژهٴ عبري بهمعني بيمارستان كه نخستينبار، در سدهٴ يازدهم، در كلني به كار رفت ــ يا فقط نوانخانهاي براي نگهداري همكيشان بينوايشان بوده است؟ مسلماً احسان پيش از آن كه، يك سنت مسيحي شود، سنت يهودي بود، و در طي قرون، انواع احسان يهوديان در كنار امور خيريهٴ مسيحيان ادامه يافت.
ز. هندي
ذلانا1
پزشك هندي كه احتمالاً در سدهٴ دوازدهم، ميزيست، و يكي از قديميترين شرحهاي سوشروتاسامهيتا (ج 1، ص 95)، رانوشت به نام نيبانداسانگراها.2 تنها شرح قديميتر بهانوماتي نام دارد كه آن را كاكراپانيداتا3 پزشك بنگالي در سدهٴ يازدهم، نوشته است.
ح. چيني
كتابهاي ادويهٴ مفردهٴ چيني
كتاب ادويهٴ مفردهٴ مهمي مربوط به آغاز سدهٴ دوازدهم، است؛4 يعني تاريخ 1108، و منتسب به شخصي بهنام تئانگ شن ـ وئي،5 پزشكي از اهالي شو در ايالت سچوان. كتاب او را تاكوان پن تسئائو هم مينامند، چون در اثناي امپراتوري سونگ هوني تسونگ (فرمانروا از 1000 تا